آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۴٫۲۲۳ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
تعداد یادداشت ها : ۳۰
بازدید از این یادداشت : ۲۴۰

پر بازدیدترین یادداشت ها :
این مقاله، از شادروان استاد عباس اقبال آشتیانی است که در اطلاعات ماهانه منتشر شده بود و اخیرا در سال ۱۳۸۲ نیز در جلد چهارم مجموعه مقالات ایشان که به همت دکتر سید محمد دبیرسیاقی ـ‌ که عمرش دراز باد ـ تدوین شده است، از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شده است و این چاپ اخیر آن، مبنای انتشار الکترونیکی آن در فصل و وصل کاتبان است.
شهر استانبول پایتخت سابق عثمانی و مرکز خلافت ششصد و سی و دو ساله سلاطین آل عثمان از جهت داشتن کتابخانه های متعدد و وجود نسخه های خطی بسیار ذیقیمت در آنجا به زبانهای عربی و فارسی و ترکی بدون شک در دینا بی نظیر است، یعنی در حقیقت خزانه های نفیسی از این نسخه در آنجا باقیست که بعضی بکلی نادر و منحصر به فردند و بعضی دیگر از جهت قدمت، زیبایی و نفاست در هیچ جا تالی و مانند ندارند.
سلاطین آل عثمان که خود را مجاهد و مروج دین اسلام می شمردند، در بنای مساجد و مدارس جهدی وافی داشتند، بعلاوه یا خود اهل ذوق و ادب بودند و یا به سیره زمان به اهل ادب تشبیه می روزیدند، غالباً در هر یک از مساجد و مدارسی که می ساختند کتابخانه بزرگی نیز ایجاد می کردند. به همین نظر در فتح ممالک وسیعه ای که به دست ایشان مسخر می شد از هر جا به عنوان غنیمت و غارت کتب بسیار نیز به استانبول می آوردند و سلاطین و بزرگان اطراف هم به عنوان هدیه و ارمغان اکثر اوقات نسخه های نفیسی برای ایشان می فرستادند و در این روش پسندیده یعنی تأسیس کتابخانه و جمع نسخ نفیسه خطی وزراء و اعیان و امرای دولت عثمانی نیز غالباً از سلاطین خود تقلید می نمودند.
گذشته از این اسباب، حمله مغول و استیلای امیر تیمور بر ایران عده کثیری از فضلای ماوراء النهر و خراسان و عراق و آذربایجان را به فرار به قلمرو سلاطین عثمانی و پناهندگی به دربار ایشان مجبور ساخت. در این پیش آمد نیز بسیاری از نسخ خطی از نواحی فوق و نقاط دیگر راه استانبول را پیش گرفت و همین امور و سعی بلیغ سلطانان عثمانی و زمامداران دیگر آن دولت در حفظ کتب قدما و مصون ماندن استانبول از دستبرد بیگانگان وحشی بر آن باعث آمده که این همه آثار گرانبها در آن شهر باقی و محفوظ بماند.
با تمام این احوال نباید تصور کرد که از کتب خطی استانبول چیزی تلف نشده و عموم نفایس علمی و ادبی که از ابتدا در آن جمع آمده است همچنان بر جا مانده است.
اگر چه استانبول از آفاتی نظیر حمله مغول یا سفاهتهائی از نوع کتاب سوختن اهل تعصب مصون مانده، لیکن آفت دیگری چند بار به آن صدمه کلی زده و بسیاری از کتابخانه های قیمتی آن را از میان برده است و آن حریقهایی بوده است که به علت چوبی بودن غالب بناها در استانبول چند دفعه قسمت عظیمی از این شهر را طعمه خود قرار داده و در ضمن آن مقدار کثیری کتاب را نیز سوخته است بطوریکه یکی از فضلای ترک می گفت که صدمه این حریقها در اتلاف کتب خطی از صدمه حلمه مغول بر ایران کمتر نبوده است.
با وجود این کیفیت چنانکه گفته شده باز هنوز استانبول از جهت مقدار و اهمیت کتب خطی به زبانهای اسلامی و کتابهای متعدد سرشار گنجینه پرقیمتی است که شاید هنوز هم عالم علم و ادب به گرانبهایی و نفاست آنها چنانکه باید پی نبرده، زیرا که تاکنون تمام محتویات آنها یک به یک تحت نظر دقت کافی نیامده و از لحاظ علمی خبرگان فن به احوال تمام آنه کما هو حقه نرسیده اند و غیر از چند نفر از مستشرقین که هر کدام به ملاحظاتی به بعضی از قسمتهای آنها توجهی نموده اند، دیگر کسی چنانکه شایسته بوده است به این کار دست نزده.
در دولت سابق عثمانی از غالب این کتابخانه ها فهرستهایی منتشر شاخته اند ولی آن فهارس هم بسیار ناقص و مختصر است و هم سطحی و حاوی اغلاط عدیده بطوری که از آنها کمتر مشخصات نسخ و حقیقت حل کتاب مؤلف آن به دست می آید.
اخیراً از طرف دولت ترکیه انجمنی مشغول انتشار فهرست کلیه کتابخانه های استانبول شده و چندین جزوه نیز از قسمت کتب تاریخی و جغرافیایی آنها را که به زبانهای عربی و فارسی و ترکی است منتشر ساخته اند، ولی این فهارس هم بدبختانه به زبان ترکی جدید و به الفبای لاتینی است و به علت کم مایگی مؤلفین هرگز نمی توان آنها را از نوع فهارسی دانست که مستشرقین فاضل اروپایی از کتابخانه های لندن و پاریس و لیدن و برلین و وینه و غیرها منتشر کرده اند.
فضلای مصر که از نیم قرن قبل یعنی از عهد دانشمندانی نظیر احمد تیمور پاشا و احمد زکی پاشا به اهمیت نسخ عربی کتابخانه های استانبول پی برده بودند اینک چند سالی است که هیئت هایی را که بصیر و خبیرند و اعتبارات کافی نیز از طرف دولت خود در اختیار دارند به این شهر می فرستند و جمیع کتبی را که مفید و لازم تشخیص می دهند عکس بر می دارند و برای استفاده عموم به کتابخانه ملی قاهره می فرستند.
با اینکه یک قسمت عظیم از نسخ بسیار نفیس و نادر فارسی در کتابخانه های استانبول موجود است، هنوز احوال آنها چنانکه باید و شاید مورد تحقیق و تفحص قرار نگرفته و دولت ما در این باب هیچگونه توجهی که لازم بلکه واجب است، ابراز نداشته و آنچه را هم که تا کنون کرده بدبختانه به دست کسانی سپرده است که یا این کار را وسیله استفاده شخصی قرار داده و یا از آن راه کوشیده اند که بر رونق بازار فضلفروشی خود بیفزایند و راه استفاده دیگران را سد کنند.
در این مرحله باز ایرا نیان باید ممنون و مرهون تحقیقات و تفحصات دو نفر دانشمند اروپایی باشند که پس از صرف مدتی از عمر گرانبهای خود در کتابخانه های استانبول، در طی چند مقاله یک عده از نسخه های عزیز و نادر الوجود فارسی را به دنیا شناسانده و چند عدد از آنها را نیز منتشر ساخته اند و این دو مستشرق فاضل یکی پرفسور ریتر آلمانی است که سالها در استانبول انجمن مستشرقین آلمانی را اداره می کرده، و هنوز هم به شعر و عرفان و ادب ایران علاقه ای شدید و بی شائبه می ورزد و دیگر فلیکس تاورست از فضلای چکوسلواکی که فهرست جامعی از نسخ خطی فارسی استانبول در موضوع تاریخ با جمیع مشخصات آنها انتشار داده است.
بعد از ذکر این مقدمه اینک می پردازیم به اصل موضوع مقاله:
در ضمن نمایشی که دولت ترکیه به مناسبت انعقاد بیست و دومین انجمن بین المللی مستشرقین در استانبول (از 26 تا 31 شهریور ماه امسال ]یعنی سال 1330شمسی[) از یک عده از نسخه های کتابخانه های این شهر ترتیب داده بود، تصادفاً نظر نویسنده این مقاله به یک نسخه خطی از ترجمه کتاب صور عبدالرحمن صوفی افتاد و پس از دقت بیشتر دریافتم که آن ترجمه از خواجه نصیر الدین طوسی بلکه سراسر آن به خط خود خواجه و در حقیقت نسخه اصلی است و علاوه بر این مزایا امتیازات دیگری نیز دارد.
مؤلف اصل کتاب به عربی ابوالحسین عبدالرحمن بن عمر صوفی (متولد محرم صال 291 و متوفی در محرم سال 376هجری قمری) از مردم شهر ری و از بزرگترین منجمین و علمای رصد در عهد عضدالدوله دیلمی است، و عضدالدوله با آنهمه شکوه سلطمت و جلالت قدر به شاگردی خود نسبت به عبدالرحمن صوفی مذکور مباهات می ورزیده است.
این دانشمند جلیل که بعدها در روی کوه طبرک ری به امر و به نام فخرالدوله دیلمی رصدی بنا نمود برای آشنا ساختن عضدالدوله به مبادی علم نجوم و شناساندن کواکب ثابته و صور آسمانی به او کتابی به عربی نوشته است به نام صور الکواکب الثابته یا صور السمائیه که آن را به اختصار صور عبدالرحمن نیز می خوانند و از آن نسخه های بسیار در کتابخانه ها هست با نقوشی از صور آسمانی، به شکلی که قدما آنها را به تصویر می کرده اند، این کتاب به چند زبان ترجمه شده است.
کتاب صور عبدالرحمن از آن جهت که آن مؤلف آن از بزرگترین منجمین اسلامی و از مفاخر ایران و از همشهریان طبیب و حکیم بزرگ محمد بن زکریای رازی است، از مشهورترین کتب نجوم و از متون درسی طلاب این فن بوده و در شأن آن همین بس که مرد دانشمند ذیقدری مانند خواجه نصیر الدین طوسی آن را از عربی به فارسی ترجمه کرده است.
در مقدمه این ترجمه خواجه چنین می گوید:
«این کتاب صور الکوکب است که به التماس بعضی از دوستان از تازی به پارسی کرده می شود بتوفیق الله و عونه» و آغازش اینست: «چنین گفت عبدالرحمن بن عمر معروف به ابوالحسین صوفی رحمه الله».
و در آخر نسخه چنین آمده است:
«از ترجمه و نسخ این کتاب فراغت افتاد بتوفیق الله تعالی در دوشنبه بیست و پنجم ذوالقعده سنة سبع و اربعین و ستمائه هجری».
بدبختانه محل تحریر نسخه معلوم نیست، ولی از تاریخ ترجمه و کتابت آن که سال 647 هجری است مسلم می شود که خواجه آن را قریب به هشت سال قبل از اینکه به خدمت هولاکو بپیوندد (سال 654) ترجمه کرده و آن تقریبا ده سال از ابتدای بنای رصد خانه مراغه و شروع به بستن زیج ایلخانی زودتر بوده است. بنابراین می توان حدس زد که خواجه این کار را به دعوت یکی از دوستان خود در ایام اقامت در دستگاه اسمعیلیه که به جمع کتب علمی و ترجمه آنها به فارسی عشق و اصراری داشته اند کرده باشد.
در پشت ورق اول نسخه چنین مرقوم است: کتاب ترجمه صورالکواکب بفارسیه مرقوم بانه به خط مترجمه الذی هو النصیر الطوسی من قبیل النجوم».
این نسخه را چنانکه از شرح مسطور به خط احمد شیخ زاده مفتش اوقات حرمین شریفین بر می آید سلطان محمود خان عثمانی (1143 تا 1168) وقف کرده بود و بعدها به کتابخانه ایاصوفیه در استانبول متقل گردیده است.
در وسط همین ورق اول نسخه متمایل به دست چپ چنین نوشته شده:
«لاحوج خلق الله الیه الغ بیک»
این رقم جای هیچ شبهه باقی نمی گذارد که نسخه نفیس مذکور مدتی نیز در تصرف الغ بیک بن شاهرخ (850 تا 853) بانی زیج الغ بیکی بوده و شاید هم بعد از آنکه ایامی چند از کتب رصد خانه مراغه بوده چند مدتی نیز از کتب رصد خانه سمرقند به شمار می رفته است.
در حاشیه ورق آخر نسخه این عبارت بسیار مهم نوشته شده: «این کتاب که در معرفت صور الکواکب است از تألیفات احکم الحکماء المتاخرین و اتقن الحکماء الاولین خواجه نصیر الحق و الدین محمد بن حسن الطوسی تغمدالله برحمة هم به خط ید اوست تحقیقاً.حرره صاحبه اضعف العباد احمد بن شیخ اویس غفرالله بمنه و کرمه و السلم فی شهور سنة خمس و ثمان مأیه الهجریه بدار السلام بغداد».
این جمله به خوبی می رساند که نسخه خط دست خواجه نصیر الدین که در سال 647 از عربی به فارسی در خراسان ترجمه شده و ظاهراً همیشه همراه مترجم دانشمند آن و علی الظاهر در آخر کار از کتب کتابخانه نفیس رصدخانه مراغه بوده بعدها در بغداد به ملکیت سلطان احمد جلایر در آمده و سلطان مزبور جمله فوق را در حاشیه آن به خط خود نوشته است.
سلطان غیاث الدین احمد جلایر (784 تا 813) پسر چهارم سلطان اویس و چهارمین پادشاه سلسله ایلکانیان که زد و خورد های او با امیر تیمور و مقاماتش با قرایوسف ترکمان و ایلدرام با یزید سلطان عثمانی و برقوق پادشاه مصر و فرار های او به شام و مصر معروف است، با وجود بیرحمی و سختکشی و دنائت طبع به علم و ادب پروری شهرت داشته و از دو پایتخت وی یعنی تبریز و بغداد صیت شعر دوستی و ادبخواهی او را در نواحی همه شنیده بوده اند واین همان سلطان احمد است که گوینده خواجه حافظ شیرازی در حق او می گوید
احمدالله علی معدلة السطان احمد شیخ اویس حسن ایلکانی

و باز خواجه در مقطع غزل دیگری به او اشاره می کند و می فرماید:
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

حالا خدا می داند که بعد از سلطان احمد جلایر چنانکه نوشتیم چگونه این نسخه از بغداد راه سمرقند را پیش گرفته و به تصرف الغ بیک در آمده و چگونه از آنجا به حرمین شریفین رفته و به توسط سلطان محمود خان وقف آنجا شده، و در آخر کار به کتابخانه ایاصوفیه انتقال یافته است؟
در خاتمه مقاله اشاره به یک نکته را نیز خالی از فایده نمی دانیم و آن اینکه نسخه موضوع بحث حاوی قریب به هفتاد نقش از صور آسمانی است که با کمال ظرافت نقاشی شده اگر چه طرز کار خطوطی که بر آنهاست کاملا شبیه به خط متن کتاب است، لیکن البته نمی توان یقین کرد که آنها نیز کار خواجه نصیر الدین باشد، همینقدر چون این نقاشیها از هشت نه سال قبل از استیلای مغول بر ایران و شروع نفوذ نقاشی مغولی در این مملکت اخیر است از این حیث نیز اهمیتی بخصوص دارد.


صورت دب اکبر و دب اصغر طبق تصورات منجمین قدیمی که در کتاب صور الکواکب آمده است.




صفحه ای از ترجمهٔ کتاب صور الکواکب که در حاشیه صحت آن گواهی گردیده است و به خط خواجه نصیرالدین طوسی می باشد




چند مهر و امضای تاریخی درباره قدمت صحت ترجمه کتاب صور الکواکب



شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۴:۳۵
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت